صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

ما نسلی هستیم که مهم‌ترین حرف‌های زندگی‌مان را نگفتیم، تایپ کردیم!
صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

ما نسلی هستیم که مهم‌ترین حرف‌های زندگی‌مان را نگفتیم، تایپ کردیم!

همه ی دنیا دست من نیست!

همیشه همه چیز اون جوری که من میخوام باشه نیست! مثل دست راست پدرام مرلین!

pedram marilyn

هنوز هم همه چیز همون طور که بوده هست.کی گفته این جوری  باشه؟ مهم نیست! مهم اینه که الان اینجوریه...

این هم یه روش زندگیه!

عجب پایه خنده ای داشتیم ما امشب با نوید تو صف بنزین..یه صف داشت از اینجا تا اون چراغ راهنما چشمک زنه که اون اتوبوسه الان ایستاد! صفش تقریباً اندازه صف شیر بود.شایدم دراز تر از صف شیر!

 

 همه اعصابا خورد،هوا گرم،دود اگزوز ماشین ها هم روش،ساعت دوازده شب،همه لنگ 30 – 40 لیتر بنزین خالی!...

این هم یه مدل زندگیه!

  اما اگه میدونستم پایمال کردن حقوق دیگران بدون هیچ گونه  توجهی به آنها میتونه اینقدر کار آدم رو راه بندازه هیچوقت دیگه تو صف نمی ایستادم.نمیدونید زدن تو صفی که همه یک ساعت، دو ساعت داخلش واسادند چه حالی میده. تازه اونم دوتایی.یه حس عجیبی به آدم دست میده.مثل وقتی که از پنجرای ماشین آشغال میریزی بیرون ، یا وقتی که چراغ قرمز رد میکنی! تو همین مایه ها...

فراموشم نکن!

 پرنده مردنیست ، پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنیست،پرواز را به خاطر بسپار... (پاناما)

ف.ب سلام چه طوری؟

 من از هر ۱۰ تا دوست انتظار ۱ دشمن رو دارم! پس داشتن ۱۰۰ تا دشمن زیاد تعجب آور نیست، نه؟ بذار اینجا خالی بشند...

سمیکالن ، پرانتز باز ، پرانتز باز

Never Ever!

خالی!

از بس خوشگل بودی...

یکی نیست بگه آخه با اون موهای انی رنگت  به قول « تمبون کشی» هر وقت تونستی پوست آدامس خرسی رو بدون نگاه کردن بهش بندازی اونوقت بزرگ شدی! آن شرلی! دونقطه دی...

۵۵۵+۱۱۱

-  میدونید چرا!! چون میخوام الکی خودمو اون چیزی که نیستم نشون بدم.آخه من یه آدم تنها ، زشت ، کچل ، قد کوتاه ، درس نخونده ، پائین شهری ، کم حرف ، بدبخت و بیچاره هستم. میخوام بگم آره ما هم دپرسیم.شاید این جوری یه نفر پیدا شد که دلش به حال من بسوزه که با من حرف بزنه که من این همه عصرا تو خونه نشینم و حی قصه بخورم که ای وای چرا کسی نیست با من بازی کنه... آخه من هیچ دوستی ندارم! حتی 16 تا... بعدشم نیست هیچ وسیله ی ارتباطاتی ندارم ، مجبورم تو وبلاگ اطلاعیه بدم  بگم من دپرسم!

 

-  باشه بابا قبول...فدات شم  دلم برات سوخت ، بیا با من بازی کن. بیا منم هستم ، ببین نظر دادم.پس هستم! بیا فدات شم گریه نکن عزیزم!...

 

-  من این شخصیتی را که ندارم که هستم. ( : دی ، آخر جملست این جمله ) آ آ برا هرکی هم فیلم بازی میکونم برا تو نباید بوکونم.ضایعست لحجه دارم؟ میخوای قطع کنم دوباره بگیرم؟ به قول متین آخه من چیکار کنم؟ آخه نمیدونستم تو خودت کارگردان این جور فیلمایی! سعی میکنم خوش باشم. اما چه جوری؟ من که یه آدم تنها ، زشت ، کچل ، قد کوتاه ، درس نخونده ، پائین شهری ، کم حرف ، بدبخت و بیچاره هستم.

 

-  حالا بی خیال دیگه فدات شم! زیاد حرف بزنی دیگه بات دوست نمیشما. گریه نکن دیگه، من که برات نظر میذارم...خوب شد یادم اومد فدات شم ، راستی نمیدونم چرا از وقتی فهمیدم نظرم برات مهم نیست احساس کردم باید نظر بدم!