| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
این «خدمات پس از فروش» یعنی چی؟ مگه خدمات پیش از فروش هم داریم؟ یا خدمات در حین فروش. فروش (یا خرید) در یک لحظه انجام میشه و بعد از اون خدمات، در صورت وجود، ارائه میشه دیگه. منظورم اینه که خدمات به صورت ذاتی بعد از فروشه. اصلاً مگه قبل از فروش خدماتی کسی به کسی میده؟ مثلاً نصب رایگان قبل از خرید. :-| یا تحویل در محل، قبل از خرید. به نظرتون خود واژه «خدمات» خالی کافی نیست؟ گیریم نیست، حالا اصلاً چرا «پس از فروش»؟ چرا «پس از خرید» نه؟ خدمات پس از خرید منطقی تر از خدمات پس از فروش نیست؟ این جوری آدم حس میکنه تو پاچش رفته...
پ.ن: جرقهی این ک* **ر از جایی خورد که یکی از همکارام ازم پرسید که به نظرت خدمات پس از فروش به انگلیسی چی میشه. و بعد از تحقیق و تفحص فراوان به این نتیجه رسیدیم که "Services" یا "Customer Service" یا "After-sales service" میشه. بعد...
آقا به نظر من دوستانه اجازه بدید ایران تجزیه بشه راحت شیم بره پی کارش، ما هم پس فردا بتونیم بگیم چهارتا کشور خارجی رفتیم؛ تبریزستان، لرستان، کردستان، بلوچستان، عربستان!
هیچی توش نباشه حداقل از همسایگی عراق و افغانستان و پاکستان که در میایم که! یه تهران و شمال این وسط بمونه و اصفهان و شیراز، و نهایتاً یه قسمت کوچیکی از اهواز، اونم فقط به احترام آغاسی عزیز بخاطر آهنگ زیبای لب کارون.
به شرط اینکه برادرای عربمون قول بدند پس فردا «قشم» و «کیش» بدون ویزا رامون بدند، این دوتا جزیره رو هم تقدیم میکنیم بهشون. «خلیج فارس» رو هم اسمشو بذاریم «خلیج الله» که هم عجما قبولش داشته باشند هم عربا.
مشهدم که دیگه دست مالی مقولهاست، بدند به افغانهای عزیز، که اینهمه زحمت کشیدند برج میلاد رو ساختند تو تهران. ما هم که از بچگی شانس نداشتیم، جبراً ایرانی بودیم، حالا جبراً میشیم ایرانستانی. بدم نیست، میشینیم هی واسه این ترکها و لرها و کردها و عربا و سایر کشورهای همسایه جوک میسازیم، میفرستیم وایبر، دور هم میخندیم.
فقط گفته باشم، این سری جنگ تحمیلیای چیزی شد، من از مرز تهران در میرم، میرم تبریز، اونجا کیس لزبین میدم اعلام پناهندگی میکنم. حوصله شهید شدن و مفقود شدن و جانباز شدن ندارم پس فردا خونم بخواد پایمال بشه!
جوری زندگی کن، که انگار تا فردا هاردت میسوزه!
قال پدرام عین
خوب اینو که چون خودم گفتم حالا حالا معروف نمیشه! شاید بعد از مرگم! اما جورج کارلین یه چیز گفته بوده، حالا چون مُرده دیگه اشکال نداره معروف بشه. حضرت گفته:
Life is not that complicated. You get up, you go to work, eat three meals, you take one good shit and you go back to bed. What’s the fucking mystery?! - George Carlin
ترجمه؟ زارت! اگه در حدی نیستی که بفهمی چی میگه همین الآن خودت با پای خودن از وبلاگ من برو بیرون. والا...
چقدر با اینایی که #عشق #لاتی دارند، حرف زدن سخت و رو مُخه. چپ میرن، راس میرن یه چیزی میگند آدم نمیدونه چی جواب بده. مخصوصاً که #مست هم بکنن...
#مخلص آقا #پدرام،
#نوکر آقا پدرام،
#چاکر آقا پدرام،
آقا پدرام یه دونست،
آقا پدرام تاج سر ماست،
آقا پدرام بفرما.
آقا پدرام سروری...
درسته آقا پدرام؟
غیر از اینه آقا پدرام؟
جان مادرت ولمون کن. زندگیتو بکن چی کار به من داری آخه؟ اگه خیلی مخلصی، چاکری، نوکری، پاشو یه دست بکش به سر گوش این ماشن من اون بیرون پارکه، یه دست تمیز رو و توشو بشور، تو کلگیراشم یادت نره! اجرت با امام حسین...
یه خونه سه طبقه روبروی خونهی ما چند سال پیش کامل تو آتیش سوخت. الآن متروکست ولی از اون سال تا الآن یه در تو این خونه هست، که هر موقع یه بادی، نسیمی چیزی میاد، هر چند ثانیه یه بار تاپ و تاپ میخوره به هم. کلاً بعد از این مدرسه دخترونههه و قیافه همسایهها، این در خیلی رو مُخه. یه چند بار زنگ زدیم شهرداری، پاسمون دادن به آتشنشانی. آتشنشانی به پلیس ۱۱۰، پلیس به اورژانس، اورژانس به تاکسیتلفنی و خلاصه هر اورگان خصوصی و دولتی که شما فکرشو بکنید، که بیان این درو یا بکنند، یا ببندند. حالا تا اینجای داستان رو داشته باشید...
چند وقت پیش یه فیلم دیدم به نام Interstellar که تو این فیلم زمین در حال نابودیه و بشر در حال از بین رفتن و خلاصه سرتون رو درد نیارم، ته داستان یه بابایی میره فضا، بعد از زمان آینده یه سری اطلاعات رو کد باینری میکنه و میفرسته به زمین واسه دخترش در زمانهای گذشته، که نهایتاً دخترش کدهای باینری رو تبدیل میکنه و بشریت رو نجات میده. اینم تا اینجا داشته باشید...
دیشب توهم زده بودم این دره که هی میخوره به هم، حاوی یه سری اطلاعات باینریه که از زمان آینده داره میاد و من انتخاب شدم که گوش کنم بهش و بشریت رو نجات بدم. :-| به خاطر همینم هست که هیچ اورگانی نمیاد این درو بکنه. نمیذارند! این در داره با من حرف میزنه...
در ضمن، خودتون توهمی هستید. حالا که همتون مردید میفهمید :دی