صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

ما نسلی هستیم که مهم‌ترین حرف‌های زندگی‌مان را نگفتیم، تایپ کردیم!
صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

ما نسلی هستیم که مهم‌ترین حرف‌های زندگی‌مان را نگفتیم، تایپ کردیم!

جمعه‌ی سیاه (Black Friday) در گوتنبرگ...

قبل از شروع، امروز روز شکر گذاریه! Happy Thanksgiving  امشب شام بوقلمون شکم پُر درست کنید و بخورید! عکس میز و سفره‌تون رو توی گروه «کی می‌دونه؟» بذارید که ما هم کدبانو‌ها و کدآقاهای شهرمون رو هم بشناسیم...


خب حالا بریم سراغ «جمعه‌ی سیاه» یا Black Friday! جمعهٔ سیاه یا حراج جمعه در آمریکا روز بعد از روز شکرگزاری یا Thanks Giving  که عملاً آخرین جمعهٔ ماه نوامبر به حساب میاد و شروع آیین خرید برای کریسمس حساب می‌شه! این حراجی بزرگ کم کم به کشور‌های دیگه، حتّی ایران هم سرایت کرده...

توی این روز، شرکت‌ها و مغازه‌ها و فروشگاه‌های بزرگ، تخفیف‌های باور نکردی روی اجناس محدود می‌ذارن، که بعضی وقتا سر اینکه، کی یه جنسی رو بخره دعوا می‌شه!

جمعه‌ی سیاه از ساعت ۱۲:۰۰  نمیشه شب جمعه شروع می‌شه و معمولا ۲۴ ساعت ادامه داره! ولی از اونجایی که واسه یه سوئدی «عجله» و استرس تعریف شده نیست، جمعه‌ی سیاه به هفته‌ی جمعه‌ی سیاه تبدیل شده، و معمولاً چند روز قبل و چند روز بعد از خود روز جمعه‌ی سیاه، تخفیف‌ها به جای خوش باقیه!

جالبه بدونید که سوئد امسال رکورد خرید‌ و پیش‌خرید‌های آنلاین به مناسبت جمعه‌ی سیاه رو به ده درصد افزایش نسبت به سال‌های قبل، شکست!

اگه خریدی دارید که خیلی وقته بخاطر پول عقبش انداختید، الآن وقتشه که یه نگاهی به فروشگاه‌ها بندازید. از کیف ‌و کفش و لباس، تا وسایل خونه و لوازم بهداشتی آرایشی!

حتّی اگه قصد خرید ندارید، این یه بهونه‌ی خوبه که دست کسی که دوستش دارید رو الکل بزنید و بگیرید، و تو این هوای دِپرِس‌کننده‌ی تاریک این روزای سوئد، با ماسک و رعایت پروتکل‌های بهداشتی، یه قدمی توی خیابون و مغازه‌ها بزنید که فقط حالتون خوب بمونه.


اگه دوس دارید برید بیرون ولی سینگل بدبختید و کسی رو ندارید که دستشو الکل بزنید و بگیرید، توی گروه «کی می‌دونه؟» اعلام آمادگی کنید، شاید یکی پیدا شد مث خودتون، که اونم داشته باشه بره بیرون و تنهاست!

(توی پرانتز، از شوخیِ «سینگل بدبخت» که بگذریم، بیاید این روزا هوای همو بیشتر داشته باشیم! نذاریم کسی تنها بمونه، پسر و دختر و سن و سال هم نداره! اگه تنهایید و دنبال پایه واسه یه حرکت یا فعالیتی می‌گردید، توی گروه اعلام کنید، تا پایه‌تون پیدا بشه...)

راستی، توی «الگیگانتن» و «می‌دیا مارکت»، تخفیف‌های خیلی خوبی واسه وسایل برقی و کامپیوتری گذاشته شده! شاید وقتشه تلوزیون خونتون رو عوض کنید...

این پست رو واسه تموم کسیایی که با خرید حالشون خوب می‌شه بفرسید، که شاد بشن!  کی میاد با هم بریم؟

پ.ن: ۱. شکمو‌ها، به زودی منتظر یه مسابقه با جایزه‌ی ساندویچ توی کانال تلگرامی «هپی گوتنبرگ» باشید!
۲. پیشنهاد می‌کنم ویدئوی درست شده از بلک فرایدی در گوتنبرگ رو توی یوتوب من ببینید! سابسکرایب یادتون نره...

مثل همیشه، شادی باشه...

اروپا,گوتنبرگ,حراج جمعه‌ی سیاه,جمعه ی سیاه,حراج,حراج در اروپا,حراج آخر سال در اروپا,خرید حراج جمعه,جمعه‌ی سیاه چیست؟,جمعه‌ی سیاه چیست,جمعه سیاه یعنی چه؟,سوئد,حراج در سوئد,حراج آخر سال در سوید,حراج آخر سال در سوئد,جمعه ی مشکی,حراجمعه,Black Friday چیست,Black Friday,Black Friday یعنی چه؟,Black Friday چه زمانی است,what is balack friday,Black Friday in Europe,Black Friday in Sweden,Black Friday in Gothenburg,Black Friday in Göteborg,Pedro Panah

گوتنبرگ، زیست سازگارترین شهر جهان از نظر «لُونْلی‌ پْلَنِت» در لیست سفر سال ۲۰۲۱

اگه مثل من اهل سفر‌های پُر محتوی با کوله‌پُشتی و کتاب راهنما هستید (این روزا اپلیکیشن بجای کتاب)، قطعاً انتشارات «سیاره‌ی تنها» (Lonely Planet) رو می‌شناسید!

این شرکت رو می‌شه یکی از مطرح‌ترین‌های عرصه کتاب‌های راهنمای مسافرت دونست! تا سال ۲۰۰۴ بیشتر از ۶۵۰ عنوان در ۱۱۸ کشور منتشر کرده‌ و سالی بیش از ۶ میلیون جلد کتاب می‌فروشه، یعنی حدود یک چهارم بازار کتاب‌های راهنمای مسافرت به زبان انگلیسی در جهان.

«سیاره‌ی تنها» هر سال یه لیستی از بهترین مقصد‌های گردشگری رو با عنوان Best in Travel درست می‌کنه، که به طرفداراش پیشنهاد کنه که تو سالی که در پیشه، کجا برن!

با توجّه به اوضاع کرونایی جهان، سال ۲۰۲۰ سال توقف بود! بخاطر همین برنده‌های لیست امسال با دقّت بیشتری به مسائل زیست محیطی، انتخاب شدن و جالبه بدونید که بین ده هزار شهر دنیا، «گوتنبرگ» برنده‌ی عنوان زیست سازگار‌ترین و سبزترین (ترجمه‌ی Sustainable) شهر دنیا برای اقامت شد، و پیشنهاد اوّل این شرکت برای سفر و هتل‌مانی، در سال ۲۰۲۱ به حساب میاد!

با هدف این که تا سال ۲۰۳۰ مصرف سوخت‌های فسیلی گوتنبرگ به صفر برسه، گوتنبرگ یکی از «زیست سازگار»ترین و «سبز» ترین شهر‌های دنیاست! به قول «سیاره‌ی تنها»، سوئد اهل پُز دادن نیست، پس ما اینکارو واسش می‌کنیم!

۹۵ درصد هتل‌های گوتنبرگ با انرژی‌های پاک و قابل تجدید تغذیه میشن! مثلاً جالبه بدونید که انرژی مورد نیاز هتل بزرگ «گوتیا تاورز» (Gothia Towers)، با بیشتر از ۱۲۰۰ اتاق و با به دوش کشیدن هنوان بزرگ‌ترین هتل کشور‌های نوردیک، صد در صد از باد تأمین می‌شه!

یا مثلاً سیستم حمل و نقل گوتنبرگ هم همینطور، ۹۵ درصد با انرژی پاک و قابل تجدید کار می‌کنه!

البته که همیشه اینجوری نبوده! این بندر شوره بسته، دهه‌ها تلاش کرده تا نیروگاه‌های صنعتیش رو به قطب نوآوری و کشتار‌گاه‌هاش ر‌و به کارگاه‌های شراب‌سازی و آب‌جو گیری شهری تبدیل کنه و انبار‌های قدیمی بیکارش رو به شکل سالن‌های بزرگ غذا، دیگ‌های بخار و گالری‌های هنری، دوباره متولّد کنه!

از راه‌های دوچرخه و سیستم بازیافت و برَندهایی مثل Nudie Jeans که تضمین مادام‌العمری تعمیر لباسای شما رو می‌کنن ،که بگذریم، می‌رسیم به خفن‌ترین قسمت داستان یعنی شهر بازی بزرگ «لیزبرگ» یا به سوئدی «لیسه‌بری» که نه تنها انرژی تمام بازی‌ها و وسایل توش با باد تامین می‌شه، بلکه یکی از این بازی‌ها به اسم «Loke»، با تاب خوردنش انرژی ذخیره هم می‌کنه! یعنی اوف...

خلاصه نگم براتون از شهری که توشید و قدرشو نمی‌دونید! دفه‌ی بعد که هوس کردید برید و تو یه شهر دیگه زندگی کنید بخاطر اینکه از اینجا خسته شدید، دوباره فکر کنید!

مهاجر وکلیل مهاجرت نیست!

سامی یه پسر مهاجر شیرازیه، که در سن ۱۷ سالگی، بدون دونستن زبان انگلیسی تصمیم می‌گیره به لندن مهاجرت کنه! داستان مهاجرتش، نظرش در مورد مهاجرت و اطلاعاتی که از لندن می‌ده خیلی جالبه...

 

مهاجر مهاجرت,وکیل مهاجرت پاسخ به سوالات مهاجرت بهترین کشور برای مهاجرت چه طوری مهاجرت کنیم برای مهاجرت چه کار کنیم سوالات مهاجرت مهاجران سوئد مشکلات مهاجرت غربت دغدغه‌های مهاجران دغدغه‌های مهاجرت مهاجر نیوز مهاجرت غیرقانونی مهاجرت چیست برای مهاجرت از کجا شروع کنیم ایرانی فارسی انگلستان انگلیس مهاجرت به انگلیس طریقه‌ی مهاجرت به انگلستان انگلیسی پناهدگی در انگلیس اطلاعات مهاجرت به انگلیس پناهنده در انگلستان قوانین انگلستان سامی مهاجرت به انگلستان

⁠ کمد لباساتون رو هک کنید!

اگه ازون دسته از آدما هستید که همیشه نمیدونید چی بپوشید، پیشنهاد می‌کنم این پست رو تا آخر بخونید و کمد لباساتون رو هک کنید!


۱. استایلتون رو تعریف کنید!

۲. چهارتا تیکه لباس تحویل بگیرید!

۳. یک ماه بپوشیدشون!

۴. لباساتون رو پس بدید!

۵. و دوباره این روند رو تکرار کنید!


تجربه‌ ثابت کرده که ذوق یک دست لباس جدید، بیشتر از یک ماه دوام نداره! علاوه بر اون، پروسه‌ی انتخاب لباس یه کار زمانگیر و در اغلب موارد پر از شک و تردیده! همیشه از این و اون نظر می‌پرسیم که فلان لباس خوبه؟ به نظرت به من میاد؟ بگیرمش؟ اگه شما هم جزو این دسته از افرادید، اپلیکیشن «کمد لباسات رو هک کن» رو دانلود کنید و تقریباً همه‌ی کار رو به دست طراح‌های این کمپانی بسپارید!


یه کمپانی خلاق اومده یه اپلیکیشن طراحی کرده، که شما می‌تونید توش استایلتون رو تعریف کنید، بگید از چه جور لباسایی خوشتون میاد، چند تا عکس از خودتون با لباسایی که دوست دارید واسشون بفرستید و منتظر بمونید تا بستتون به دستتون برسه!


اونا خودشون واستون چهار تیکه لباسی که فکر می‌کنن با سلیقه‌ی شما هماهنگه رو واستون میفرستن و یک ماه به شما فرصت میدن که این لباسارو بپوشید! بعد از یک ماه، لباسایی که احتمالاً الآن دیگه به چشمتون قدیمی شدن رو پس میدید، و چهار تیکه لباس جدید تحویل میگیرید. این پروسه تا زمانی که شما ماهی ۲۷۹ کرون حق عضویتتون رو بپردازید ادامه داره! اینجوری دیگه هیچوقت نگران اینکه چی بپوشم نیستید!


این پست رو واسه دوستاییت که یه کمد پر از لباس دارن که هیچوقت نمی‌پوشنشون بفرستید، تا همیشه شیک و شاد باشن ☺️


برای دانلود کردن اپلیکیشن «کمد لباسات رو هک کن»، به کانال «هپی گوتنبرگ» بپیوند، و روی دکمه‌های شیشه‌ای زیر این پست کلیک کن!


پ.ن:


۱. اگه قبلاً از این کمپانی خدمات گرفتید، توی گروه «کی میدونه؟» هپی گوتنبرگ تجربیاتتون رو با بقیه به اشتراک بذارید و نظرتون رو راجع به این مدل لباس خریدن بگید.


۲. اگه دوست دارید پست‌های این مدلی بیشتری توی کانال تلکرامی «هپی گوتنبرک» ببینید، روی دکمه‌ی شیشه‌ای «دوست داشتم» کلیک کنید…


مثل همیشه، شادی باشه

اردیبهشت

اردیهشت

فروردین

فروردین

شب بخیر...

بعضی وقتا، شب بخیر گفتن به معنی این که من دارم میخوابم نیست! بعضی وقتا یعنی، از اینجای شب به بعد منو خواب فرض کن! یعنی از اینجای شب به بعد من می‌خوام به حال خودم باشم. شاید می‌خوام کتاب بخونم، یا اینستا چک کنم، یا یه پادکست گوش کنم، یا اصن هر کار دیگه...

ولی خب بخاطر اینکه افراد زیادی از این «شب بخیر» گفتن‌های این مدلی، سوء استفاده‌های یه مدل دیگه‌ای کردند، اگه به کسی بگی «شب بخیر» و بعدش طرف متوجّه بشه که بیداری، قطعاً ناراحت می‌شه! یعنی تو یه جورایی مجبوری یا نذاری طرف بفهمه بیداری، یا اگه فهمید یه دروغی سر هم کنی و یه دلیل مهم واسه بیدار بودنت پیدا کنی...

از کجا باید شروع کنیم با هم حرف زدن؟ چه طوری میشه همه‌ی این پیش‌فرض‌های مزخرف رو تغییر داد؟

هویج

از بچگی علاقه‌ی وافری به «هویج» داشتم! در حدّی که اگه یه سبد میوه جلوم بذاری با چند تا هویج، احتمال اینکه من یکی از هویج‌هار‌ اول بردارم ۸۰ درصده! اینو گفتم که بگم از روزی که من پامو از ایران بیرون گذاشتم، یه هویج درست و حسابی نخوردم.

اولین مشکلش مزّشه! اکثرا‌ مزه‌ی آب میدن. نمیدونم چرا، ولی شاید بخاطر کمبود آفتاب و شرایط آب و هوایی اینجا باشه، من مزّی هویج‌تای اینجارو قضاوت نمیکنم! چون هر چی باشه از مزّه‌ی نفت تو هویج‌های ایران بهتره. این چندین سال آخیر توی ایران نقریباً تموم هویج‌هایی که من خوردم مزّه‌ی بنزین و نفت و گازوئیل میداده. بعد که پرس و جو کردم فهمیدم که کشاورزه واسه اینکه هویجشون تا مقصد خشک نشه و آب به خودش بگیره که سنگین‌تر بشه، گونی‌های هویجشو، میذاره تو آب رودخونه! یا هر مایعی که بشه یه گونی هویج رو توش شناور کرد، از جمله جوی‌های آب و نهر‌ها و مادی‌ها...

دوّمین مشکلش اون مغز درون هویجه. من همیشه در دوران بچگیم، یه هویج رو شاید ساعت‌ها می‌خوردم. در واقع باید بگم که ساعت‌ها طول می‌کشید که من یه هویجو کامل بخورم. چون قبلش با دندون اول سعی می‌کردم مغز هویج رو از گوشته‌ی بیرونیش جدا کنم، و بعد سعی میکردم با دندونام از توش یه شکل خاصی در بیارم که شبیه به یه مجسمّه‌ی دندون‌ساز بشه...

جا داره اینجا به مشکل سومش اشاره کنم! تکسچر یا بافت هویج! قبلاً وقتی قسمت تیز دندونتو می‌کشیدی به بدن یه هویج، فقط یه لایه‌ی کوچیک از ر‌وی لایه‌ی قبلی برداشته می‌شد و همین موضوع اجازه‌ی ریزه کاری با دندون روی گوشته‌ی هویج رو می‌داد. ولی همویجای اینجا اینجوری نیست! دندونتو که میکشی بهش یه تیکش کنده می‌شه، نه یه لایش! مثل وقتی که به مثلاً، ممممم، یه تیکه نارگیل گاز می‌زنی. اون تر‌دیه همیشگی رو نداره! گفتم تردی، مشکل چهارمش همینه!

قدیما یه هویج رو که با دو دست میگرفتی و خمش می‌کردی، تق، می‌شکست، ولی الآن هویجا خم میشه! خیلی باید خمش کنی تا پاره بشه! دیگه هیچ خبری ازون صدای «شرق» موقع شکستن هویج نیست...

در نهایت برای اختتامیه، دلم تنگ شده واسه بوی هویجی که سر سینک آشپزخونه با چاقو، خرت خرت در حال تراشیده شدنه...

اعتماد

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.