صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

ما نسلی هستیم که مهم‌ترین حرف‌های زندگی‌مان را نگفتیم، تایپ کردیم!
صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

صفحه شخصی پدرام اعظم‌پناه (پدرو پناه)

ما نسلی هستیم که مهم‌ترین حرف‌های زندگی‌مان را نگفتیم، تایپ کردیم!

اصالت...

یعنی دقیقاً از روی خانواده و پدر و مادر، می‌شه تشخیص داد که کی، دقیقاً چیه! اصل آدما عوض نمی‌شه! واسه همینه که حتّی اگه بعضیا مو رنگ کنند و دماغ عمل کنند، ناخن بکارند و لنز بذارند، لهجشون رو عوض کنند و بنز و بی‌ام‌و کروک دودر سوار بشند و کت شلوار بپوشند و کروات بزنند، تَن کنند و سیکس‌پک درارند، آخر معلومه اصلشون چیه! ریششون کجاست. حتّی از ظاهرشون هم می‌شه فهمید. حــتّــی! از رفتار و گفتارشون که بماند. برعکسشم هست. نماز بخونند، روزه بگیرند، صلوات بفرسند و ذکر بگند، چادر سرشون کنند یا ریش بذارند. آخر معلومه اصلشون چیه. مولوی میگه: هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، بازجوید روزگار وصل خویش. فلسفیش که نکنیم، خوشبینانش، همین دنیا رو میگه، همینا که من الآن گفتم... ᴾᴱᴰᴿᴼ

بعضی وقتا، بعضیا...

بعضی وقتا وقتی بعضیا زنگ می‌زنند، انقدر صبر می‌کنم که قطع بشه تا بتونم دوباره از گوشیم استفاده کنم. خیلی دیر می‌گذره...

زبان غنی(!) فارسی...

اگه یه معادل فارسی واسه "confetti" به من گفتید من قبول میکنم زبان فارسی غنیه! ریشه فارسی هم نداشت (مث نصف بیشتر کلامات فارسی که ریششون عربی، ترکی، روسی، فرانسه و...) قبوله! چند تا از کلمات همین پست عربی بود؟ بشمار...

کو دکی

خوشحالم که دوران کودکیم در عصر ارتباطات و تکنولوژی نبود. همون صبحش بود! در حد تلفن ثابت و آتاری و فیلم ویدئویی! ᴾᴱᴰᴿᴼ

زبان

چرا زبون حیوونا بین المللیه ولی مال انسان‌ها نه؟ ما حتّی شنیدنمون هم با هم فرق داره. ما می‌شونیم که مرغ میگه "قد قد قدا" ولی انگلیسی زبان‌ها می‌شنوند که همین موجود می‌گه "cluck، cluck!" یا مثلاً سگای ما می‌گند "واق واق" ولی سگای خارجیا می‌گند "woof woof". این تفاوت از ماست نه از حیوونا. چرا ماها اینقدر با هم تفاوت داریم؟


http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_animal_sounds

قفس

وقتی آدم از یه قفس کوچیک فکری آزاد می‌شه، تازه می‌فهمه تو یه قفس فکری بزرگتره و وقتی دوباره از این قفس بزرگتر بیرون میاد داستان به همین منوال تکرار می‌شه. این جور که پیداست این قفس‌ها تمومی نداره و فقط سایزشون بزرگتر می‌شه. این قفس‌های تو در تو از مکان‌ها و جامعه‌های کوچیک شروع می‌شه و به جای مشخصی ختم نمی‌شه. از خونه و خانواده شروع می‌شه، به مهد کودک و دبستان و محله میرسه، از راهنمائی و دبیرستان و دیپلم و شهر می‌گذره، با دانشگاه و لیسانس و سربازی و کشور پر و بال می‌گیره و انقدر ادامه پیدا می‌کنه که حداقّل الآن نمی‌تونم دربارش نظر بدم...

حیوانات

خیلی وقت‌ها، خیلی‌حیوانات را خیلی بیشتر از خیلی انسان‌ها دوست دارم.